مغالطهی توسل به جهل چیست؟
«توسل به جهل» استدلالی است که از فقدان دلایل و شواهد بهره میبرد تا شنونده را قانع سازد که موضوع مورد بحث را نباید جدی بگیرد یا باید آن را نادیده بینگارد. این مغالطه اغلب به نحوی به کار گرفته میشود که مستلزم باطلبودن یک ادعا نیز باشد. بنابراین ساختار کلی آن به شکل زیر است:
مقدمه: برای ادعای x هیچ شواهد و دلایلی وجود ندارد.
نتیجه: پس x نادرست است، باید x را کنار گذاشت یا x اِبطال شده است.
توسل به جهل در مباحث دینی بسیار شایع است. استدلال مشهور زیر را در نظر بیاورید:
مثال 1: وجود خدا هرگز با دلیل رد نشده است. بنابراین خدا وجود دارد.
یکی از مشکلات جدی توسل به جهل این است که در بسیاری موارد طرف مقابل نیز همانسان ستدلال میکند.
مثال 2: وجود خدا هرگز اثبات نشده است. بنابراین خدا وجود ندارد.
چون دلیلی برای وجود یک چیز وجود ندارد، معنایش این نیست که باید وجود آن چیز را رد کرد یا جدی نگرفت. مهمتر از آن، باید به یاد داشته باشیم فقدان دلیل به معنای باطلبودن ادعا نیز نیست.
سه مثال نهایی عبارتاند از:
مثال 3: کاندیدای انتخابات، خانم اسمیت، هرگز نظر خود را دربارهی سقط جنین ارائه نکرده است. میتوانیم نتیجه بگیریم که او طرفدار سقط جنین است.
مثال 4: دلیلی مبنی بر اینکه موجودات فرازمینی وجود دارند در کار نیست، بنابراین آنها باید توهمات ذهن ما باشند.
مثال 5: هیچ شواهد فیزیکیای وجود ندارد مبنی بر اینکه سقراط یک شخص واقعی بوده است. بنابراین او هرگز وجود نداشته است.
در اینجا میبینم که از فقدان شواهد استفاده شده است تا موضوعات مورد بحث مردود شناخته شوند. در برخی موارد، از فقدان شواهد استفاده میشود تا استدلالی بهنفع طرف مقابل بحث مطرح شود. وقتی ما با فقدان شواهد (یا شواهد اندک) برای یک ادعا مواجهایم، باید با خودمان صادق باشیم، به جای آنکه نتایج شتابزده و عجولانه بگیریم. اگر بپذیریم ما همهی اطلاعات لازم برای داوری آگاهانه را در اختیار نداریم بهتر است از اینکه از روی جهل استدلال کنیم.
ترجمه از
Van Vleet, Jakob. E, 2021, Informal Logical Fallacies: A Brief Guide, HamiltonBooks, p. 36-7.
کلمات کلیدی: مغالطه، تفکر نقادانه، منطق غیرصوری، مغالطههای غیرصوری، مغالطهی توسل به جهل